خرید بک لینک
لحظه های کوچیک بیا کنار هم کتاب بخونیم ، بیا صبحا زود بیدار شیم با هم بریم قدم بزنیم و طلوع خورشیدو تماشا کنیم، بیا بریم تو کوچه و خیابون دوچرخه سواری کنیم ، بیا وسایلمونو جمع کنیم بریم تو جنگل تا خود شب دور آتیش برقصیم ، بیا اگه ترسیدیم با هم به ماه زل بزنیم ، بیا پلی لیستمون رو با هم به اشتراک بذاریم ، با هم کیک درست کنیم و جشن بگیریم ،بیا زنگ خونه ها رو بزنیم فرار کنیم ، بیا بریم بیرون انقدر دور بزنیم که خسته شیم و کورن داگ بخوریم ،بیا کلی پاستیل بخریم ، بیا ریسه بخریم اتاقامونو تزئین کنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:58

یه فلش برمیدارم توش کل قسمتای فرندز ، ریک اند مورتی ، برکینگ بد و چند تا فیلم ترسناک رو می ریزم با یه لپ تاپ ، کتابای موردعلاقمو میزارم تو یه کیف بزرگ ، چند تا بازی فکری ، یه باکس سیگار و کلی نودل تند و ده تا هودی و شلوار بگ .تو هم قهوه بیار و خوراکی و پلی لیست بی کلام (ترجیحا پیانو )و هدفون . پاشو بریم! بریم وسط جنگلای شمال ! اون کلبه متروکه چوبی ها که هیچکس دور و برش نیست و غرق تو صدای طبیعته . از اونا که میشه جلوش آتیش درست کرد .بریم گوشیامونو بذاریم ایرپلین مود ، تا یه ماه برای خودمون بی فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:58

نوزادی را در یک تالار سخنرانی مالامال از جمعیت بالا نگه دارید .قول میدهم با دو واکنش رو به رو میشوید : عااااا و گروه دیگری که دست می زنند .چرا مردم به کودکان چنین واکنشی نشان میدهند؟ زیرا آنها یک اثر هنری با توانایی نامحدود در برابر دیدگان خود دارند .هنگامی که به این نکته بیندیشید که چگونه یک سلول تبدیل به چنین کودکی شده است،متوجه خواهید شد که آفرینش خارق العاده ای در جلوی دیدگان شما قرار دارد ، غنچه ای زیبا که از یک دانه ی کوچک روییده است . پس چرا هنگامی که بزرگ میشویم ، این حس شگفتی را نسبت بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:58

مسیر های اشتباه نیز میتوانند موهبتی باشند .اگه مسیر اشتباهی بپیماییدو با کسی که در جست و جویش بوده اید ، برخورد نمایید ، از اشتباه خود راضی خواهید بود .اجازه ندهید اشتباهاتتان شما را مایوس کنند .اشتباه ،فرصتی برای نشان دادن این است که دارای قلب هستید ، اما آمادگی معذرت خواهی را داشته باشید . چنانچه در پی اشتباه خود ،بدون عذر و بهانه کار درست را انجام دهید ، به دیگران نشان می دهید به آنها توجه دارید و شخص مسئول و قابل اعتمادی هستید .به اشتباهات اخیر خود بیندیشید .بزرگترین اشتباهی که در ماه گذشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:58

داستان این نقاشی چیه؟ون گوگ این اثر را در بیمارستانی روانی در جنوب فرانسه که در آن بستری بود و یک سال قبل از مرگ خود کشید. این اثر هم‌اکنون در موزه هنر مدرن در نیویورک نگهداری می‌شود. ونگوگ خودش در نامه ای به برادرش این گونه می نویسد که:《در روز جاری صبح، ساعت‌ها قبل از طلوع آفتاب، حومه شهر را از پنجره با کمک نور ستاره‌های صبحگاهی دیدم که بسیار بزرگ به نظر می‌رسیدند.》پنجره‌ای که «ون‌گوگ» درباره آن در نامه‌ به برادرش صحبت کرده بود، پنجره آسایشگاه «سینت پائول» واقع در جنوب فرانسه بود که مدتی را آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:58

کارل گوستاو یونگ : رنج نباید تو را غمگین کند ، این همان جاییست که اغلب اشتباه می کنیم .رنج قرار است که تو را هوشیارتر کند ،چون انسان ها زمانی هوشیار تر می شوند که زخمی شوند .رنج نباید دلمردگی تو را بیشتر کند . رنجت را تحمل نکن بلکه درکش کن .این همان فرصت است برای بیداری !

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

تو زیبایی! مثل اولین باریکه نوری که با طلوع آفتاب از پنجره رد میشه و روی دیوار اتاقم میفته، مثل اولین بوی شکوفهای که با اومدن بهار توی هوا میپیچه، مثل سایهی درختا روی زمین وقتی که باد لابهلای برگاشون میوزه، مثل آخرین تابستونی که اینجا بارون باریده بود، مثل اولین خاطرهای که تونستم بخاطرش بیارم، مثل تمام لحظههایی که خودم رو دوست داشتم و مثل تمام حرفای قشنگی که شنیدم. آره تو خیلی خیلی زیبایی، اونقدر که حتی نمیتونی فکرش رو هم بکنی! پس لطفاً خودت رو دوست

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

+راضی ای از زندگی؟ _ فوق العاده ، ببین من این شانس رو پیدا کردم یه چیز به اسم سمفونی 9 بتهوون رو گوش کنم ! من آواز ابوعطای شجریان رو شنیدم ! کجا می تونستم گوش کنم جز در زندگی؟! خوب هر چیزی هم بها داره بالاخره .

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

ما باید همچون مادری پرمهر که نوزادش را در آغوش می کشد، پذیرای زخم ها و رنج هایمان باشیم . درد و رنج خود را همچون نوزادی که گریه می کند در آغوش بکشید .هرچند ممکن است ناراحتی شما را بشکند ،اما در پی آن می توانید خود را از نو بسازید .هنگامی که از درد کشیدن و خم شدن امتناع می کنید، زندگی شما را خواهد کشت ؛ اما اگر از رنج خم بشوید یا مانند یک استخوان بشکنید ،می توانید التیام یابید و در محل شکستگی قوی تر بشوید .

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

مهم نیست که آیا کسی داستان های مرا می خواند و نقاشی های مرا می بیند یا نه .نوشتن و نقاشی کردن به من یاد داد تا جهان متفاوتی را ببینم و این بینش جدید زندگی مرا پربارتر کرد .برخی اوقات این احساس به من دست میدهد که تازه از سیاره ی دیگری به این کره قدم گذاشته ام و همه چیز را برای نخستین بار می بینم .این گونه دیدن جهان را امتحان کنید .این دفعه که شیشه ی پنجره تان یخ زد، مانند من خشمگین نشوید .کریستال های یخ را مطالعه کنید .زیبایی آن ها را ببینید .طرح ظریف آن ها

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

از کار کردن در باغ خود نهراسید .اجازه دهید شعور فطری ،شما را از زیر انبوه کثافاتی که روی شما جمع شده است، بیرون بکشد .اشک هایتان آبی است که خاک را نرم و شما را به سوی نور هدایت می نماید.پس از آن بلند و راست قامت و رها از خراشیدگی ها رشد خواهید کرد . اکنون فصل رشد است .به حرکت درآیید و به سوی نور بروید .آن اندازه که گمان می کنید ، دور نیست .به یاد داشته باشید که با وجودی که دانه نور را نمی بیند ، اما مسیر درست رشد را می داند .آن دانش و خرد در شما نیز وجود

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

حالا که به گذشته ام نگاه میکنم درمی یابم که همیشه این کتاب ها و سریال ها بوده اند که من را نجات داده اند ، آدم ها؟ هیچ وقت :)

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

این کوزه چومن عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده ست این دسته که بر گردن او میبینی دستی ست که بر گردن یاری بوده ست پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است گردنده فلک نیز به کاری بوده است هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشم نگاری بوده است خاکی که به زیر پای هر نادانی است کف صنمی و چهره جانانی است هر خشت که بر کنگره ایوانی است انگشت وزیر یا لب سلطانی است هر ذره که در خاک زمینی بودهست پیش از من و تو تاج و نگینی بودهست گرد از رخ نازنین به آزرم

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

اغلب اوقات دوران دشوار زندگی را دوران تاریک می خوانیم .هنگامی که مشکلات بی شماری روی هم جمع می شوند و به ورطه ی افسردگی و ناامیدی سقوط می کنید ، در چنین دوران تاریکی شاید این احساس را پیدا کنیدکه در حال غرق شدن یا زنده به گور شدن هستید.برخی شب ها چنان ساده هستند که شاید نتوانید امید چندانی به سپیدی روز بعد داشته باشید،و تلاش برای گام نهادن به پیش ،بیهوده به نظر برسد. اما به رغم مشکلات،تاریک ترین دوران زندگی مان اغلب پرمعناترین زمان ها هستند.در این زمان ها

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

اکثر مردم برای تبدیل زندگی به یک کاریکاتور زشت، از انجام هیچ کاری کوتاهی نمیکنند، زندگیای که میتواند شبیه یک تابلوی با مفهوم باشد.

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاظمی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:54

صفحه بندی