نوزادی را در یک تالار سخنرانی مالامال از جمعیت بالا نگه دارید .قول میدهم با دو واکنش رو به رو میشوید : عااااا و گروه دیگری که دست می زنند .چرا مردم به کودکان چنین واکنشی نشان میدهند؟
زیرا آنها یک اثر هنری با توانایی نامحدود در برابر دیدگان خود دارند .هنگامی که به این نکته بیندیشید که چگونه یک سلول تبدیل به چنین کودکی شده است،متوجه خواهید شد که آفرینش خارق العاده ای در جلوی دیدگان شما قرار دارد ، غنچه ای زیبا که از یک دانه ی کوچک روییده است .
پس چرا هنگامی که بزرگ میشویم ، این حس شگفتی را نسبت به خود از دست میدهیم؟همگی ما روزی نوزادان نازنینی بودیم . منظورم این نیست که الزاما بی نقص و بامزه بودیم ،بلکه نازنین بودیم . حاضرین تالار برای شکل ظاهری نوزاد ذوق نمی کنند بلکه به دلیل طبیعت الهی او این کار را می کنند .
هرچند یک ویولن استرادی وریوس هم گاهی از کوک خارج میشود اما به هرحال استرادی وریوس است و می توان دوباره آن را کوک کرد .
ما زیبایی فطری نوزادان را حس می کنیم اما بنا به دلایلی این حس شگفتی را نسبت به خود و سایر نوزادان دیروز فراموش کردیم .
ما باید خود را همانگونه نگاه کنیم که هنرمندان به آثار هنری خود می نگرند .آنها درک می کنند که آفرینش با عمل کردن و پیشرفت درهم آمیخته است . میتوانید بر یک بوم سفید نقاشی کنید ، میتوانید گل را بر چرخ سفالگری قرار دهید و می توانید با همان احساس آفرینش مداوم خود را از نو خلق کنید ، به شرطی که به یاد داشته باشید که زندگی را به صورت نوزاد آغاز کرده اید و آن حس نوزادی را در خود زنده نگه دارید .
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاظمی